شبی رویایی! ستارگان در سکوت آسمان چشمک می زنند، گویی همه آنها بر گنبد آسمان میخکوب شده اند. از آن شبهایی است که باید ساعتها نشست و به ستاره ها خیره شد: دب اکبر و ذات الکرسی رقصی را به دور ستاره قطبی آغاز کرده اند و ماکیان آسمان تابستان بالهای خود را گشوده است گویا این دو را در رقص ستاره ها همراهی می کند. اما ناگهان آرامش آسمان برهم می خورد! شیی بزرگ و نورانی، درخشان تر از سایر ستارگان در آسمان ظاهر می شود و با سرعتی باور نکردنی به پیش می تازد.به رنگهای سبز، قرمز، زرد و آبی می درخشد و دنباله ای چون دود هواپیما بر جا می گذارد. در آنی پهنه ی آسمان را طی می کند و ناگهان خاموش و ناپدید می شود. چه حادثه عجیبی این مهمان ناخوانده چه بود و از کجا آمد؟

این مهمان فضایی از دوردستهای فضا به زمین رسیده است. آنچه که در آسمان نور افشانی کرد در واقع یک شهاب بود. سنگی از گوشه های دور منظومه شمسی. سنگی چند میلیارد ساله که اگر به دست دانشمندان بیفتد، گوشه ای از تاریخ منظومه شمسی را از دلش بیرون می کشند. این میهمان با پای خود به زمین می آید. اگر برای آوردن مشتی خاک یا چند تکه سنگ از ماه و مریخ باید میلیونها دلار خرج کرد، سنگهای آسمانی مفت و مجانی به زمین می آیند. تعدادشان هم کم نیست. در همه جا می توان پیدایشان کرد. شاید در موقع کوهنوردی، در موقع گشت و گذار در دشت و بیابان، بی اعتنا پا بر روی یکی از این سنگها گذاشته و گذشته اید. شاید یکی از سنگهای پی و دیورا خانه تان سنگ آسمانی است. شهابواره عظیم

زمین همیشه در معرض بمباران این سنگهای آوره است و هر سال بین 20000 تا 100000 تن ماده از فضای بیرون به جو زمین وارد می شود. این مواد اندازه های گوناگونی دارند از چند صدم گرم تا چند صد کلیو گرم. آنها خرده ریزه هایی هستند که از تشکیل منظومه شمسی باقی مانده اند.

این خرده ریزه های کوچک را شهابواره می نامند و وقتی شهابواره وارد جو زمین می شود اصطکاکش با مولکولهای هوا چنان شدید است که ملتهب می شود و می سوزد در این موقع می بینیم ستاره ای در آسمان به راه افتاده و حرکت می کند. این تیر های نورانی رونده یا شهابها از منظره های زیبای آسمان شب هستند. در جایی که آسمان صاف و تاریک است شما در ساعت می توانید پنج شش شهاب را ببینید.

شهابها لحظه به لحظه کوچکتر و کم نور تر می شوند، چون می سوزند و ماده آنها تمام می شود اما بعضی از آنها آنقدر بزرگ هستند که به صورت تکه سنگی بر روی زمین می افتند. این سنگ یعنی شهابسنگ سنگی است که شکارش آرزوی منجمان آماتور می باشد. آذر گوی

هر چه شهاب پرنور تر باشد احتمال اینکه ماده اش نسوزد و و بخشی از آن به زمین بیفتد بیشتر است. پس از روی نورانیت شهاب می توان حدس زد که آیا به طور کامل می سوزد و یا اینکه روی زمین می افتد

قدر (میزان نورانیت) سیاره زهره در حالت خود 4- است. اگر میزان نورانیت زهره را به خاطر بسپارید می توانید از آن به منزله مقیاس سنجش نورانیت شهابها استفاده کنید. شهابهای پرنورتر از زهره را آذرگوی (گوی آتشین) می نامند. یک آذر گوی به قدر 4- تکه آهن و یا سنگی به وزن 50 گرم است. برای آنکه آذرگویی با نورانیت شدید مثلا" از قدر 12- دیده شود وزنش حتما" باید 3 تا 5 کیلو گرم باشد. چنین آذر گویی حتما به زمین می افتد در واقغ شهابهایی نورانیتر از قدر 8- بدون شک خود را به زمین می رسانند.

نورانی ترین آذر گویی که تاکنون مشاهده و ثبت شده است شهابی از قدر تقریبی 22- (به نورانیت خورشید) بوده است که در شب 13 آذر 1351 آسمان منطقه سوماوا در کشور چک را برای مدتی روشن کرد. متاسفانه هیچ تکه ای از این آذر گوی یافت نشد. آذر گوی های نورانی گاهی چنان منفجر می شوند که چیزی از آنها باقی نمی ماند و آنها را بولید می نامند.

در روزهای آینده مقالات بیشتری در مورد شهابها، بارشهای شهابی در این سایت ارائه خواهد شد.

شبهای صاف و پر ستاره برایتان آرزو مندم.